خانه عناوین مطالب تماس با من

عادت می کنیم

عادت می کنیم

درباره من

من پری کوچک غمگینی را می شناسم که دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام.... ادامه...

پیوندها

  • پیاده رو
  • همدل

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • دانی که‌چنگ و‌عود‌چه تقریر می کنند
  • [ بدون عنوان ]
  • ...
  • کنار تو که دنیامی چه قدر بهتر شده حالم...
  • و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت
  • به یاد نمی دانم چندمین سال..
  • ...
  • من گرفتار تو و موی سیاه تو شدم..
  • حقا که غمت از تو وفادارتر است..
  • خدا کند انگورها برسند
  • بی عشق جهان یعنی یک چرخش بی معنی..
  • آه ای زندگی
  • چه بود بیداری که زندگی اش نام کرده بودند
  • فرفری موی غزل ساز منی بانو جان..
  • ...
  • گاهی خوابت را می بینم بی صدا بی تصویر
  • ظاهرا فصل بهار است
  • اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من..دل من داند و من دانم و دل داند و من..
  • خاطرات خیلی عجیب است گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه می کردیم و گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم..
  • اما یادت با لبخند هست تو خلوتم ..
  • برای یک سالگیت..
  • شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد..
  • خلاصه همه بهانه ها اینست که تو از یادم نمی روی
  • ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست!هوای گریه با من...
  • هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست
  • من تو را دوست دارم که من عابر را عاشق کرده ای
  • حرف های ما هنوز نا تمام!
  • از همچو تو دلداری دل بر نکنم آری..
  • به خاطر امروز
  • اندر دل من درون و بیرون همه اوست..
  • تونیستی...
  • در دو چشم من نشین ای آن که از من , من تری..
  • از همه کس رمیده ام با تو در آرمیده ام..
  • ...
  • به بهانه روز پدر
  • آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت..
  • از آن حضرت..
  • ...
  • اندوه بزرگی است زمانی که نباشی..
  • سکوت و دیگر هیچ
  • در گذرگاه جهان عشق ها می میرند رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می مانند..
  • خوبم..
  • ...
  • بدون عنوان
  • به یاد تو
  • در این دنیای بزرگ جایی هم آخر برای تو هست راهی هم آخر برای تو هست در دنیا را که گل نگرفته اند...
  • ...
  • رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد..
  • اگر می خواهی بمانی لبخندت را فراموش نکن..
  • بعد از مدتها..

بایگانی

  • دی 1404 1
  • تیر 1404 1
  • خرداد 1400 1
  • فروردین 1400 3
  • اسفند 1398 1
  • بهمن 1398 2
  • دی 1398 1
  • آذر 1398 1
  • آبان 1398 1
  • شهریور 1398 1
  • مرداد 1398 1
  • اردیبهشت 1398 1
  • فروردین 1398 1
  • اسفند 1397 1
  • دی 1397 1
  • خرداد 1397 1
  • فروردین 1397 1
  • شهریور 1396 1
  • اردیبهشت 1395 2
  • فروردین 1395 1
  • بهمن 1394 1
  • آذر 1394 2
  • آبان 1394 1
  • مهر 1394 1
  • مرداد 1394 2
  • خرداد 1394 1
  • اردیبهشت 1394 4
  • بهمن 1393 2
  • دی 1393 1
  • آذر 1393 3
  • مهر 1393 2
  • شهریور 1393 6
  • تیر 1393 2
  • خرداد 1393 2
  • اردیبهشت 1393 1
  • فروردین 1393 1
  • اسفند 1392 1
  • بهمن 1392 4
  • دی 1392 2
  • آذر 1392 1
  • شهریور 1392 1
  • مرداد 1392 1
  • تیر 1392 1
  • خرداد 1392 3
  • اردیبهشت 1392 1
  • فروردین 1392 1
  • اسفند 1391 2
  • بهمن 1391 1
  • دی 1391 1
  • آبان 1391 2
  • مهر 1391 1
  • شهریور 1391 1
  • مرداد 1391 1
  • تیر 1391 2
  • خرداد 1391 3
  • اردیبهشت 1391 3
  • فروردین 1391 1
  • اسفند 1390 1
  • بهمن 1390 1
  • دی 1390 1
  • آذر 1390 1
  • آبان 1390 2
  • مهر 1390 3
  • مرداد 1390 5
  • تیر 1390 7
  • خرداد 1390 7
  • اردیبهشت 1390 3
  • فروردین 1390 2
  • اسفند 1389 5
  • بهمن 1389 2
  • دی 1389 3
  • آذر 1389 4
  • آبان 1389 6
  • مهر 1389 3
  • شهریور 1389 3
  • مرداد 1389 1
  • تیر 1389 1
  • خرداد 1389 6
  • اردیبهشت 1389 4
  • فروردین 1389 5
  • اسفند 1388 3
  • بهمن 1388 1
  • دی 1388 2
  • آذر 1388 5
  • آبان 1388 2
  • مهر 1388 3
  • شهریور 1388 1
  • دی 1387 4
  • آذر 1387 3
  • آبان 1387 6
  • مهر 1387 2
  • شهریور 1387 6
  • مرداد 1387 5
  • تیر 1387 6
  • خرداد 1387 2
  • اردیبهشت 1387 3
  • فروردین 1387 4
  • بهمن 1386 2
  • دی 1386 4
  • آذر 1386 6
  • آبان 1386 3
  • مهر 1386 5
  • شهریور 1386 4
  • مرداد 1386 5
  • تیر 1386 7
  • خرداد 1386 3
  • اردیبهشت 1386 2
  • فروردین 1386 6
  • اسفند 1385 13
  • بهمن 1385 4
  • دی 1385 2
  • آذر 1385 16
  • آبان 1385 10
  • مهر 1385 16
  • شهریور 1385 10
  • مرداد 1385 3
  • خرداد 1385 4
  • فروردین 1385 1
  • اسفند 1384 2
  • بهمن 1384 1
  • آبان 1384 8

آمار : 273441 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • دانی که‌چنگ و‌عود‌چه تقریر می کنند دوشنبه 8 دی‌ماه سال 1404 16:38
    هنوز خوابت را می بینم ، بدون آنکه به‌تو‌فکر کنم، هنوز بیست سال قبل است، نمی دانم تو‌هم‌خواب مرا می بینی!
  • [ بدون عنوان ] جمعه 27 تیر‌ماه سال 1404 14:44
    اینجا هنوز زنده است..
  • ... شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1400 08:44
    قبول کن دوریم قبول کن که هنوز از پرنده ها دوریم هنوز گمشده ای داریم هنوز چشمه نمی آید برای بردن ما چه قدر خاطره بی درخت غمگین است..
  • کنار تو که دنیامی چه قدر بهتر شده حالم... یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1400 13:34
    نگات کردم نمی دونم که بار چندمی میشه چه قدر خوبه کنار تو موهام جو گندمی میشه من تنها رو عشق تو تو یک لحظه هوایی کرد باید قلبی که توشی تو یک لحظه مومیایی کرد
  • و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت چهارشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1400 09:15
    می روم تا که فراموش کنم چشم تورا می روم تا که در آغوش کشم یاد تورا و هوای هوس وصل تو را خواب تورا و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت شود آیا که فراموش کنم چشم تو را تا بسوزم و کنم خاک غزلهای تو را تو حریقی و خزان بود که پایان من است سوگ باران و بهاران همه آواز من است گنه از دیده من بود و نگاهی نگران که مرا دید و ربود...
  • به یاد نمی دانم چندمین سال.. شنبه 14 فروردین‌ماه سال 1400 12:16
    از یک سالی که می گذرد دیگر تعداد سال غمگین ترین و شاد ترین روز زندگیت را نمی شماری یعنی برای من که اینگونه بوده است..چه فرقی می کند یک سال باشد که پدرت را از دست دادی یا ده سال مهم اینست که دیگر نداریش که دیگر هیچ وقت به هیچ کس نمی گویی بابا دورت بگردم نگران من نباش من خوبم..مهم اینست که هر ادم دیگری وارد زندگیت شود...
  • ... دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1398 09:17
    ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
  • من گرفتار تو و موی سیاه تو شدم.. چهارشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1398 10:59
    لحن زیبای تو و چشم سیاهت ای وای دلربایی و دل آرام و نگاهت ای وای ماه کامل شده ای چشم حسودانت کور آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری
  • حقا که غمت از تو وفادارتر است.. یکشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1398 12:25
    1-هر دو میان سال شده بودیم یکی با موهای تنک شده جوگندمی و شکم یه نموره برآمده و آن یکی با موهای رنگ شده و چروکهای ریز زیر چشم و هیکل چند پرده گوشت آورده.. چشمهای هر دویمان اما برق خاصی داشت.. برق یادآوری روزهای خوش جوانی و بوسه های هول هولکی یواشکی.. همدیگر را تنگ در آغوش گرفتیم ساعتها انگار که آخر دنیاست.. همین بیدار...
  • خدا کند انگورها برسند چهارشنبه 18 دی‌ماه سال 1398 13:30
    خدا کند انگورها برسندجهان مست شودتلو تلو بخورند خیابان هابه شانه ی هم بزنندرئیس جمهورها و گداهابرای لحظه ای تفنگ ها یادشان برود دریدن راکاردها یادشان برئد بریدن راقلم ها آتش را آتش بس بنویسند
  • بی عشق جهان یعنی یک چرخش بی معنی.. چهارشنبه 20 آذر‌ماه سال 1398 09:39
    بی عشق جهان یعنی یک چرخش بی معنی..
  • آه ای زندگی شنبه 25 آبان‌ماه سال 1398 10:10
    آه ای زندگی منم که با همه پوچی از تو لبریزم نه بر آنم که رشته پاره کنم نه برآنم که از تو بگریزم
  • چه بود بیداری که زندگی اش نام کرده بودند یکشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1398 08:35
    می خواهم دوباره به دنیا بیایم بیرون در تو منتظرم بوده باشی و بی آنکه کسی بفهمد جای بیداری و خواب را به رسم خودمان در آریم چه بود بیداری که زندگی اش نام کرده بودند شمس لنگرودی
  • فرفری موی غزل ساز منی بانو جان.. دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1398 12:21
    تو از این حال دلم بی خبری بانو جان..
  • ... چهارشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1398 11:40
    ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟
  • گاهی خوابت را می بینم بی صدا بی تصویر دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1398 13:54
    گاهی خوابت را می بینم بی صدا بی تصویر مثل ماهی در آب های تاریک که لب می زند و معلوم نیست حباب ها کلمه اند یا بوسه هایی از دلتنگی
  • ظاهرا فصل بهار است شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1397 08:25
    ظاهرا فصل بهار است به همین زودی زود می رسد باز به دروازه شهر همه شادند ولی.. من در کلبه خود می بندم تو از آن روز که بی من رفتی عاشق فصل زمستان شده ام به دور از تو هنوز سفره ای می چینم
  • اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من..دل من داند و من دانم و دل داند و من.. دوشنبه 17 دی‌ماه سال 1397 09:53
    تولدت مبارک بهترین پدر بهترین همراه..کاش بودی
  • خاطرات خیلی عجیب است گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه می کردیم و گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم.. سه‌شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1397 09:43
    چرا تدیه لباس آبیه اسپشیال فرندزکه همیشه یک غم عجیبی دارد لابلای لبهای پنهان شده در سیبیلهای خاکستریش باید بشد عروسک مورد علاقه تو !
  • اما یادت با لبخند هست تو خلوتم .. سه‌شنبه 14 فروردین‌ماه سال 1397 11:16
    پدر که باشی لذت می بری از اینکه دخترت با تکیه به تو در زندگی راه برود دختر که باشی لذت می بری گام های استوار پدر در زندگی همراهت باشد اما امان از وقتی که پدر نباشد و دختر باشد 8 سال شد نیستی اما یادت با لبخند هست تو خلوتم
  • برای یک سالگیت.. شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1396 09:57
    دخترکم! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی !از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی.. 1396/05/29
  • شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد.. شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1395 11:01
    دیشب که دراز کشیده بودم وسط خانه دوست داشتنی این 4 سالمان و فکرم غوطه ور بود در خیلی چیزها.. ناگهان دیدم درست خوابیدم زیر چراغ ستاره اییمان همان که یک روزپاییزی بارانی 4 سال قبل از لاله زار خریدیم و من عین بچه ها ذوق می کردم که وای چه قدر خانه قشنگ می شود با این چراغی که سه ستاره کوچک آویزان است از سه سیم بلند و باز...
  • خلاصه همه بهانه ها اینست که تو از یادم نمی روی شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1395 10:46
    تا پدر هست هیچ لحظه ای آنقدر سخت نمی شود که نشود تحملش کرد. چه قدر حجم دلتنگیم برایت غیر قابل وصف است.
  • ستاره ها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست!هوای گریه با من... شنبه 14 فروردین‌ماه سال 1395 10:02
    غمت در آسمان منتشر می شود.ابرها مثل زنی برهنه می شوند که در تنهایی خود می پیچند.درختان زمستانی بی جامه به استقبال تندباد می روند و نمی دانند پدرها حتی وقتی مرده اند دخترهایشان را در آغوش می گیرند و آرامشان می کنند. به یاد ششمین سال پروازت مهربانترین
  • هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست چهارشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1394 11:02
    ادامه در ذات زندگی نهفته است.. اصلا روند زندگی همین است که ادامه دهی.. زمین می خوری بلند می شوی و ادامه می دهی.. عزیزت می میرد بعد کمی مکث ادامه می دهی.. خسته می شوی اندکی بعد ادامه میدهی.. می ترسی باز اما ادامه می دهی.. فارغ از انتخاب و توان تا وقتی زنده ای آنچه با تو همراه است ادامه است.. برای 17 دی
  • من تو را دوست دارم که من عابر را عاشق کرده ای دوشنبه 2 آذر‌ماه سال 1394 12:08
    نوشتن پاییز کنار اسمت و گذاشتن آن همه برگ زیر پاهایت دیگر شاعرانه نیست این نوشته و غروب لابه لای شاخه ها هم دیگر نه عاشقانه است و نه شاعرانه چند پاییز را پیر کرده ایم و چه قدر پیر شدیم به پای آدمهایی که تنها عابر بودند نه عاشق! من پاییز را نمی بینم.من زمستان را بهار را نمی بینم من فقط تو را می بینم که سبزی و روشن و...
  • حرف های ما هنوز نا تمام! دوشنبه 2 آذر‌ماه سال 1394 12:01
    روی بالکن اولین خانه ای بودم که روی پای خود ایستادنم را شروع کردم.خانه قدیمی دو طبقه ای بود و نقشه جالبی داشت. بالکنی که می گویم یک پا برای خودش حیاطی بود و به کل کوچه دید داشت و کل کوچه نیز به ما هم. هفته دوم عید بود یادم نیست یازدهم بود یا دوازدهم با نگرانی گوشی به دست سر تا سر بالکن حیاط طورم را قدم می زدم و و...
  • از همچو تو دلداری دل بر نکنم آری.. چهارشنبه 20 آبان‌ماه سال 1394 12:10
    هیچ کس نمی توانست ما را بهم پیوند دهد.. نه جملات مشدد آن عقد که چیزی از آنها نمی فهمیدیم و نمی خواستیم هم که بفهمیم .. نه امضاهای بی پایان دفترچه عقد..نه انگشتهای فرورفته در عسل.. نه نام دوم نوشته شده در برگ دوم شناسنامه.. هیچ چیز و هیچ کس قادر به پیوند دادنمان نبود جز خودمان.. جز لبخندهای مهربانت که دلیل ادامه این...
  • به خاطر امروز شنبه 25 مهر‌ماه سال 1394 10:16
    بارونو دوست دارم هنوز .. چون تورو یادم میاره فکر می کنم پیش منی وقتی که بارون می باره..
  • اندر دل من درون و بیرون همه اوست.. چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1394 09:42
    روزهایی که بدون ماشین سر کار می روم جالب است.. سالها بود که با وسیله نقلیه عمومی قهر کرده بودم..هر بار که می نشستم در تاکسی یا با راننده سر پول خرد نداشتن کل کل می کردم یا با پسرک کناریم که هنوز پشت لبش سبز نشده بود و انقدر پاهایش را گشاد می گذاشت و احساس می کرد روی کاناپه عمه جان محترمش لم داده است یا دست آخر از بوی...
  • 361
  • صفحه 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 13