آرام سرجایم نشسته بودم..
اما حسابش از دستم دررفت..
روزهایی که خودم را
تنها گذاشتم و رفتم سراغ تنهایی دیگران!
چقدر به خودم توجه بدهکارم..
شاهین مقدم
دیشب شاخ نبات مهدی شمسایی را دیدیم..داستانی ساخته بود از موش و گربه عبید زاکانی که در آن ما موشها بودیم در سی و اندی سال پیش و گربه زرد ابلق هم..بگذریم..
پیشنهاد می کنم این کار را ببینید ارزش دیدن داشت شدید و 130 دقیقه را بدون اینکه خسته شوی به آخر می رسانی..
پ.ن1: چرخ روزگار عجب بازیهای عجیبی دارد ..
پ.ن2: آخر هفته را باز می رویم خانه گلی خوشگلی که سال گذشته تابستانش را دیدیم و امسال گفتیم پاییزش را هم امتحان کنیم..امسال هم شد سال سفر..