به یاد تو

راه می روم و شهر زیر پاهایم تمام می شود..

تو هیچ کجا نیستی!

در این دنیای بزرگ جایی هم آخر برای تو هست راهی هم آخر برای تو هست در دنیا را که گل نگرفته اند...

یه وقتایی اینقدر همه چی خوبه که شروع می کنی به گیر دادن..

احساس می کنی دوست داری یه آدم دیگه باشی..یه چیزی یه ذره متفاوت تر..یه ذره برای خودت دوست داشتنی تر..

یه وقتایی دوست داری وقتی با آدما ارتباط برقرار می کنی ترس نداشته باشی از قضاوتشون..دلت می خواد اینقدر فکر نکنی با هر کسی چطوری باید حرف بزنی ..

یه وقتایی دلت می خواد سیاست توی رفتار کردن با آدما معنی نداشته باشه..دلت می خواد همیشه خودت باشی همون قدر شاد وبی آلایش که قبلا بودی ..دلت می خواد خودت باشی خود خود خودت..

یه وقتایی می خوای بی دلیل گریه کنی..زار بزنی ..بعدش صورتتو بشوری و با اونی که دوسش داری یه غذای خوشمزه بخوری و یه فیلم خوب ببینی..بعد بخوابی و کلی خوابای خوب ببینی..

یه وقتایی دوست داری زندگیت ده پونزده سال برمی گشت عقب با همه تجربه ای که الان داری..

یه وقتایی دلت می خواد یک سابقه کار ده ساله را بی خیال شی و بری دنبال دلت بلکه جواب بگیری..


گاهی چیزهایی می نویسی که چیزی نیست.. کسی نمی خواند حتی پاکشان می کنی اما تو تمام حرفهایت را گفته ای..این حال الان من است..


...

دشوارترین شکنجه این بود که ما یک یک به درون خویش تبعید شدیم..


محمدرضا شفیعی کدکنی

رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد..

اشتباه می کنند بعضی ها که اشتباه نمی کنند..

باید راه افتاد

مثل رودها که بعضی به دریا می رسند

بعضی هم به دریا نمی رسند

رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد.


 سید علی صالحی

اگر می خواهی بمانی لبخندت را فراموش نکن..

چیزی نگو 

آنچه امروز آزارت می دهد

روزی دل تنگت می کند

غژغژ صندلی پدر

زنگ صدای تو وقتی داد می زنی

خس خس سینه ام وقتی گریه می کنم.


سید محمد مرکبیان

بعد از مدتها..

من هنوز یواشکی خواب تو را می بینم

یواشکی نگاهت می کنم

صدایت می کنم

بین خودمان باشد

اما من

 هنوز تو را دوست دارم


ناظم حکمت