باز هم ممنون

ممنون که حتی وقتی خودت نمی توانی بیایی برایم پیغام می دهی که حالت خوب است ..که کمتر بی قراری کنم و نگرانت نباشم..  

ممنون که مثل تمام روزهای بودنت نگرانم هستی.. 

ممنون به خاطر همه روزهای در کنارم بودنت و تمام روزهای نبودنت که وجودت را در کنارم احساس می کنم ..

من پر از میل زوالم

از قبل قرار گذاشته بودیم این سه روز هر کس برای خودش تنها باشد بلکه خودمان را پیدا کنیم من ومامان و برادرم را می گویم..

روز دوم رو به پایان است و این دو روز تقریبا تمام کارهایی را که دوست داشتم انجام دادم بدون اینکه کسی را ببینم یا تلفنی جواب دهم..اما یک جای کار می لنگد نمی دانم کجایش ..اما هر چه که هست مطمئنام هنوزخودم را پیدا نکرده ام ..

به مامان زنگ می زنم هر دو سعی می کنیم با صدای بلند و پر انرژی با هم حرف بزنیم و بگوییم همه چیز خوب است و نتیجه رضایت بخش است..

به برادرم زنگ می زنم با دوستانش به یک سفر دو روزه رفته است گوشی را که بر می دارد می فهمم او هم در پرو‍‍زه پیدا کردن خودش موفق نبوده است.. اما سعی می کنیم همدیگر را گول بزنیم و با یک لبخند گشاد خداحافظی کنیم..

گوشی را قطع می کنم و آرام اشک می ریزم می دانم که آنها هم همین کار را می کنند

این عادت می کنیم چرا به سراغم نمی آید

پ.ن  بعضی آدمها هستند که مهم نیست چه قدر وقت است که هم را ندیده اید..مهم اینست که وقتی همدیگر را می بینید هر چه حرف می زنید حرفهایتان تمام نمی شود می توانید حرفهایی به هم بزنید که به هیچ کس دیگر نمی گویید خلاصه که این آدمها اگر کمیت حضورشان زیاد نیست اما اینقدر کیفیت دارد که بعد از دیدنشان احساس سبکی کنی .. همدل از همین آدمهاست..

...

و آن گاه که می پندارم
هرگز دگربار تورا نخواهم دید
اشکهای اندوه من فرو می ریزد
و آن گاه در چشم من این زندگی
چه بی مقدار جلوه میکند..

اما تو باور نکن !

نامه‌ام باید کوتاه باشد 

 ساده باشد 

 بی حرفی از ابهام و آینه 

 از نو برایت می‌نویسم 

 حال همه‌ی ما خوب است ! 

اما تو باور نکن

چه بی تابانه می خواهمت..

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری

چه بی تابانه تو را طلب می کنم

بر پشت سمندی گویی نوزین که قرارش نیست

وفاصله تجربه یی بیهوده است

بوی پیرهنت اینجا 

 و اکنون کوه ها در فاصله سردند

دست در کوچه و بستر

حضور مانوس دست تو را می جوید

وبه راه اندیشیدن یاس رج می زند

بی نجوای انگشتانت فقط و جهان از هر سلامی خالی است  

احمد شاملو

نگران نباش

نگران نباش

چیز مهمی نیست

به نبودن‌ت عادت می‌کنم

اصلاً وقتی نیستی

خلاقیت‌م گل می‌کند

نمی‌گویم راضی‌‌ام

اما بارها بعدِ رفتن‌ت

سر از کشف الکل درآورده‌ام 

 سجاد گودرزی ـ جنبش تن‌باکو