X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1395

دیشب که دراز کشیده بودم وسط خانه دوست داشتنی این 4 سالمان و فکرم غوطه ور بود در خیلی چیزها..

 ناگهان دیدم درست خوابیدم زیر چراغ ستاره اییمان همان که یک روزپاییزی بارانی 4 سال قبل از لاله زار خریدیم و من عین بچه ها ذوق می کردم که وای چهقدر خانه قشنگ می شود با این چراغی که سه ستاره کوچک آویزان است از سه سیم بلند و باز خندیدیم از اینکه سقف خانه می شود مثل یه آسمان کوچک که فقط 3 ستاره دارد..

حالا 4 سال گذشته و  باز به این فکر می کنم که چه سخاوتمندانه همه چیزت را رها کردی تا با من باشی به این فکر می کنم که چه قدر هر روز بیشتر دوستت دارم و بیشتر دلم برایت تنگ می شود به این فکر می کنم که چه خوب که تا چند ماهه دیگر دخترمان به جمع عاشقانه مان اضافه می شود و به خانه جدیدمان فکر می کنم که حتما قرار است روزهای خوبی را سه نفری در کنار هم داشته باشیم..