X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 2 آذر‌ماه سال 1394

نوشتن پاییز کنار اسمت و گذاشتن آن همه برگ زیر پاهایت دیگر شاعرانه نیست

این نوشته و غروب لابه لای شاخه ها هم دیگر نه عاشقانه است و نه شاعرانه

چند پاییز را پیر کرده ایم و چه قدر پیر شدیم به پای آدمهایی که تنها عابر بودند نه عاشق!

من پاییز را نمی بینم.من زمستان را بهار را نمی بینم

من فقط تو را می بینم که سبزی و روشن  و خودم را که به رنگ های روزگار و تقدیر دل باخته ام

من مهر را بیشتر از اسفند و یا اردیبهشت را بیش از مرداد دوست ندارم

من تو را دوست دارم که من عابر را عاشق کرده ای

 و رنگ رفته ام را در رنگین کمان پیراهنت در آمیختی تا زیبایی فصلهایت جهانم را از تیرگی و شعرهای تکراری نجات دهد

محمد مرکبیان