X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1391

زندگیم روی دور تند است انگار.. 

همه چیز خوب است اما تند می گذرد..دوست دارم روزهایم کش بیایند..نه اصلا لحظه هایم کش بیایند..از این سریع گذشتنش گاهی به وحشت می افتم..و از این همه توان خودم برای دویدن گاهی لذت می برم و گاهی تعجب می کنم..و گاهی خسته می شوم..نمی دانم عادی است یا نه.. 

به یمن حضور همیشه در صحنه دوستان محترم ماهواره جمع کن در بدو ورود به خانه جدید ریختند و دیشهایمان را خرد کردند و ال ام بی هایمان را حتما بردند که یا بفروشند یا خوب بالاخره آنها هم دل دارند می خواهند گوگوش آکادمی ببینند یک وقتهایی .. خلاصه که به یمن حضور آنها در این مدت سه تا کتاب خواندم که مدتها بود در کتابخانه چشمک می زد و اینقدر خاک خورده بود که دیگر چشمکش را نمی دیدم ..و البته فرندز هم می بینم که بین خودمان با اینکه خیلی مقاومت کرده بودم این چند سال برای ندیدنش و می گفتم اصلا به نظر من خیلی دیگاستینگ است که هر صحنه ای یک عده آدم هر هر می خندند من اصلا با همچین سریالی حال نمی کنم اما خوب در کمال تعجب حال کردم!! 

کار جدیدم را دوست دارم..خدا مرا ببخشد نه اینکه بخواهم جای همکارمریضم را که همین روزها گفته برمی گردد بگیرم اما خوب دروغ چرا دارم تمام تلاش و خودشیرینیم را  می کنم که در این پوزیشن خوب جلوه کنم ولی به جان خودم نه اینکه بخوام بقیه فکر کنند ا ا ا چه قدر این خوب بود و ما تا به حال کشفش نکرده بودیم خوب است بماند در همین جایگاه به جای خانم ص که خوب الان دوران نقاهت را می گذراند و نمی تواند خوب کار کند لابد! لامذهب این صندلی ریاست بدچیزی است اخلاق آدم را خراب می کند بی خود نیست دوستانمان در مجلس لایحه های عجیب و غریب تصویب می کنند تند تند.. خلاصه که مزه خوبی داده ریاست کردنم در این چند ماه و البته اعتراضی هم از جایی شنیده نشده است! 

 

دلم باز مسافرت می خواهد انگار! چون بهانه گیر شده و بی حوصله شاید هم مال آلودگی هوا باشد!