X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1391

امسال را روز پدر آمدیم پیشت با یک دست گل داوودی سفید..آمدیم که اجازه بگیریم از تو برای با هم بودنمان..با اشک و لبخند به هم معرفیتان کردم..و تو با همان لبخند همیشگیت از همانهایی که انگار قرمز شده بودی و باد در بینیت انداخته بودی از توی عکس نگاهمان کردی و من  نفهمیدم که اجازه دادی یا نه... من اما لبخندت را به فال نیک گرفتم ..

نیستی در این روزهای خوب که خوشحالیت لبخندم را چند برابر کند.. 

نیستی که دلگرم باشم به بودنت و آرام خودم را بسپارم به دست جریانی که زندگی برایم رقم زده است فارغ از خوب و بد بودنش..  

 نیستی که بگویی دختر آرام باش من هستم.. همیشه هستم.. 

و منم که اشکهای گرمم از نبودنت همیشه جاری خواهد بود در کنار هر که باشم..

۱۵ خرداد