X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 13 فروردین‌ماه سال 1390

بعد از تو در شبان تیره و تار من 

 آیا کدام ماه تکرار طرح جاری نورش را خواهد ریخت؟ 

 بعد از تو من چگونه این آتش نهفته به جان را خاموش می کنم؟ 

 این سینه سوز درد نهان را بعد از تو من چگونه فراموش می کنم؟ 

 من با امید مهر تو پیوسته زیستم 

 بعد ار تو این مباد که بعد از تو نیستم.  

بعد از تو آفتاب سیاه است. 

 بعد از تو در اسمان زندگیم مهر و ماه نیست.  

گفتم بهار 

 خنده زد و گفت 

 ای دریغ دیگر بهار رفته نمی آید 

 گفتم پرنده 

 گفت اینجا پرنده نیست 

 یک گل که باز کند لب به خنده نیست. 

 اینجا به جز سکوت سکوتی گزنده نیست. 

 حمید مصدق  

پ.ن: یکسال شد که رفتی و من یک ثانیه از فکرت غافل نبودم و هر روز بیشتر نبودنت را درد کشیدم..یکسال از آخرین روزی که  بدن سرد و مهربانت را در آغوش کشیدم گذشت و من هر روز بیشتر احساس تنهایی کردم..یکسال گذشت و هنوز باور نکردم که دیگر هیچ وقت هیچ کس هیچ جا به من نمی گوید  بابایی بیا یکم بغلم ...یکسال گذشت از نبودنت به همین سادگی؟؟؟!!!