X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 22 آبان‌ماه سال 1387

یه جایی حوالی قلبم سوزش خیلی بدی داره شایدم خود قلبم باشه نمی دونم زیادم مهم نیست.. فکر کنم آخرین تیری که رها شد خوب نشانه گرفت..

حال خوشی ندارم !چرایش را نمی دانم ! کاش می دانستم چطور وقتی همه چیز خوب و بروفق مراد است آدم می تواند حال خوشی نداشته باشد.. 

قیافم چه قدر مضحک و احمقانه می شود وقتی سعی می کنم به خوشبختیهایم به خیلی چیزایی که دارم و خیلی از آدمها ندارند و گویا باید باعث افتخارم باشد لبخند بزنم.. 

دوست داشتم می رفتم یک جای خیلی دور..دور می رفتم جایی که هیچ آشنایی نبود.. 

که اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بدآهنگ است...