X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 22 مهر‌ماه سال 1387

از هر چی ترسه حالم بهم می خوره 

از هر چی محافظه کاریه متنفرم 

از اینکه آدما این دوره زمونه برای حفظ کارشون برای اینکه نونشون بریده نشه سرشونو مثل کبک می کنن زیر برف حالم بهم می خوره

از اینکه اگه یه نفر این وسط پیدا بشه و بپرسه چرا؟؟اونم نه به خاطر اینکه خیلی شجاعه و از عواقبش نمی ترسه فقط به خاطر اینکه از درد ناچاری زده به سیم آخر 

 از چرا گفتنش سو استفاده بکنن بزنن تو سرش و اون آدم جلوی یه جمع نتونه از خودش از حرف حقش دفاع کنه متنفرم 

این حس دقیقا مثل وقتیه که توی تاکسی نشستی و یه عمله بقلت نشسته و هی بهت دست می زنه و تو برای اینکه احتمال می دی اگه داد بزنی آههااااااییی دستتو بکش عملهه طلبکار بشه و بگه خانوم تو داری خودتو به من می چسبونی و راننده و بقیه مسافرام خیلی با اتیکت انگار نه انگار که می بینن و می شنون چه اتفاقی افتاده سوت بزنن و بیرونو نگاه کنن و تو خجالت زده بگی آقا همین جا نگه دار من پیاده بشم  در حالیکه هنوز خیلی مونده تا برسی همون اول بدون اینکه داد و بیداد راه بندازی بگی آقا من پیاده می شم یعنی عملا یه جوری رفتار کنی که عملهه دفعه بعد پیش یه خانومه دیگه هم که بشینه همین کارو بکنه  

جدیدا همش احساس می کنم دارم کم می یارم نمی دونم کجای کارام اشتباهه 

 نمی دونم اعتماد به نفسمو کی و چه جوری از دست دادم..البته می دونم و خودمو می زنم به نفهمی بازم برای اینکه کم نیارم!!!