X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1387

روح روز تابستانى و
نفس گل‏سرخى.
تابستان اما سپرى شده‏است و
موسم گل به آخر رسیده.

کجا رفته‏اند؟
که مى‏داند، که مى‏داند.


خون قلب منى و
جان آرامشى.
قلب من اما سرداست و
جانم به سیاهى درنشسته.

کجائى تو اى یار؟
که مى‏داند، که مى‏داند.


امید سالیان منى و
آفتاب برف‌هاى زمستانم.
سال‏ها اما
زیرآسمانى ابراندود به‏پایان رسیده‏است.

کجا یکدیگر را بازخواهیم یافت؟
که مى‏داند، که مى‏داند.....

 پل لارنس دنبر- ترجمه‌ی احمد شاملو