X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 29 تیر‌ماه سال 1387

هنوزم بعد از ۴ سال عادت نکردم !! ازچند ساعت قبل از برگشتنم همش کلافم

جالب اینه که توی راه برگشت همش منتظرم به تابلوی که روش نوشته گرگاب برسیم وباعث بشه تا نزدیکای کاشان بازم به همون خاطرات تکراریم فکر کنم

 خدا به راننده عمر بده که این دفعه به جای شاخه گلی برای عروس و رفیق بد مربای شیرینو گذاشت و منو از خلسه در اوورد

چه سالیه این سال ۸۷ به فاصله خیلی کم دو تا عزیز رفتن اول نادر ابراهیمی الانم خسرو شکیبایی مرگ شکیبایی واقعا غیر منتظره بود چند دفعه هامونشو دیدم چه قدر با صداش حال می کردم روحش شاد

این چند روز اینقدر فیلم دیدم که چشام داشت از حدقه در می یومد ام بی سی پرشیا اره ی یکو نشون داد مثل اینکه  می خواد تا پنجشو هر پنجشنبه بزاره خوشم می یاد از این فیلمای وحشتناک 

نمی دونم چرا الان یه دفعه یاد این جمله اسکارلت اوهارا افتادم!!

فردا روزی دیگر است!!