X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1386

بالاخره دفاع کردم..دقیقا ساعت ۹ امروز...

این ۱سال اخیر هر کار جدیدی می خواستم شروع کنم می گفتم بعد از دفاع

اما الان هیچ احساس خاصی ندارم

مغزم به جای اینکه خالی شده باشه سنگین شده نمی دونم چرا

صبح دقیقا نیم ساعت قبل از جلسه کل خاطره های این ۳ سال اخیر مثل فیلم از جلوی چشمم رد می شد یه دفعه به خودم اومدم دیده اشک تو چشمم حلقه زده..بعدش سریع خودمو جمع و جور کردم

در هر صورت اینم بعد از دفاع حالا ببینم می خوام چه کار کنم