X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 4 بهمن‌ماه سال 1384
پری دریایی برای عشق پرنس از همه چیز گذشت،
اما پرنس عروس دیگری برگزید،
قصر پدرم، پادشاه همه ی پری ها و دریا مردها را ترک کردم،
همان جایی که روی سنگهای مروارید گونه اش،
باغ جلبکهای سبز در اهتزاز بودند،
خواهرهای عزیزم
و دریای مهربان را پشت سر گذاشتم
برای عشق یک پرنس،
در ان طرف دریا روی خشکی ها
زبانم را ساحر ستاند
تا شربت جادو به من دهد
( و دریغا که دیگر هرگز اوازی دریایی نتوانم خواند)
دمم شد دوپای ادمیزادان
تا بر روی انها برقصم و پایکوبی کنم
دردا که جز با خون و درد نتوانم رقصید
بهایی بیش از زندگی ام پرداخت کردم
تا او به من عشق بورزد.
پرنس عروس دیگری برگزید
و من هرگز این پایان را دوست نداشتم:
با هم شادی کنان زندگی کردند; پس من مردم.
اما سخنی دارم
با شما پری های دریایی امروزی
هرگز برای عشق پرنس ها،
از انچه هستید دست برندارید
کسی نمی داند، شاید او مرا با دمم بیشتر دوست می داشت